Shop

بازی اورجینال grand theft auto v پلی‌استیشن ۴

205,000 تومان

سرانجام انتظار چندین ساله طرفداران به پایان رسید و نام Grand Theft Auto V وارد لیست اچیومنت ها و تروفی های کنسولمان شد. به همین علت دیگر نمی خواهیم سر شما را با توضیحات بیشتر و از این جور حرف ها که آخرین قسمت این سری کی منتشر شده و چه عملکردی داشته ( به دلیل این که دیگر همه شما با GTA آشنا دارید) درد بیاوریم و یکراست سراغ نقد این عنوان جهان آزاد می رویم. راک استار در طول یکی دو سال گذشته، قول ها و ادعاهای زیادی در مورد بازی خود داشته و حال باید دید سرانجام این همه امید راک استار به کجا رسیده است.

GTA V در واقع همان چیزیست که GTA 4 باید می بود. جهان آن به هیچ وجه خالی نیست و شخصیت های بازی نیز دارای خصوصیاتی طنز و سرگرم کننده می باشند و به همان اندازه نیز گشت زدن در جای جای شهر لس سانتوس، حتی با پای پیاده نیز سرگرم کننده می باشد. درست است که GTA V در بعضی مراحل، کاملا به مانند قسمت های پیشین طنز آمیز نیست، ولی مسلما در سطحی فراتر از GTA  4 قرار می گیرد. وقتی تمامی جوانب را در نظر می گیریم با اثر فوق العاده ای روبرو هستیم که از هر نظر پتانسیل این را دارد که به برترین بازی جهان آزاد این نسل و به طور کلی به یکی از برترین بازی های تاریخ تبدیل شود. داستان خوب، گیم پلی متنوع، گرافیک و موسیقی عالی در کنار صدها بخش مفرح دیگر از Grand Theft Auto V اثری ساخته که تا مدت ها در یادها باقی خواهد ماند.

توضیحات

این گروه خشن

بیایید برای یک بار هم که شده دموهای پر تعدادی که در سری GTA همیشه وجود داشته است را این بار در GTA V تا آخر ببینیم، چرا که در این صورت است که متوجه جذاب بودن داستان خواهید شد. داستانی طولانی و پرفراز و نشیب که با شخصیت ها و دیالوگ های جذاب شما را با خود همراه می سازد و دیالوگ هایی که بین شخصیت ها رد و بدل می شود به قدری پخته و البته همراه با چاشنی طنز کار شده که به عمیق تر بودن سه شخصت بازی و راحت ارتباط برقرار کردن شما با آن ها بیش از بیش افزوده است.

به هر حال داستان بازی در ابتدا با یک پیش زمینه ما را به نه سال قبل باز می گرداند، جایی که مایکل، ترور و دو همدستان دیگرشان در حال سرقت از یک بانک می باشند. اما در هنگام فرار از دست پلیس ها هر دو همدست مایکل و ترور کشته می شوند و مایکل نیز مرده فرض می شود و این در حالی بود که ترور باعث فرار مایکل شده است.

حال نه سال از آن وقایع گذشته و هر شخصیت به راه خودش رفته است. مایکل تحت حفاظت افراد شاهد در آمده و با خانواده اش در لس سانتوس زندگی، حداقل از لحاظ خودش بدون خلافی به راه انداخته است. همسرش تنفر شدیدی از او دارد و از بین بچه ای خانواده نیز، دختر او یعنی تریسی آرزوی رفتن به تلویزیون را در سر می پروراند و پسرش جیمی هم یک تنبل به تمام معناست که بازی های ویدئویی آنلاین تمام دغدغه جیمی است و تلاش های مایکل نیز برای ارتباط بیشتر با فرزندانش اصولا کار را بدتر می کند، چرا که  در این خانواده هر کس ساز خودش را می زند! فرانکلین نیز یک راننده ماهر و فردی بلندپرواز است که البته تا به حال فرصتی برایش پیش نیامده تا توانایی هایش را به طور کامل نشان دهد. تا این که به دلیل اتفاقاتی ( به دلیل عدم اسپویلر گفته نمی شود) به زندگی مایکل کشیده شده و در نهایت مایکل که ارتباط با فرانکلین را در مقایسه با فرزندنش راحت تر می بیند، بی درنگ او را زیر پر و بال خود قرار می دهد. کمی بعد که مایکل متوجه خیانت همسرش شده، به وسیله فرانکلین به تعقیب فردی که مسبب این قضیه است می پردازند و خانه آن فرد را با خاک یکسان می کنند. ولی از بد حادثه این عمارت در واقع متعلق به یک قاچاقچی مکزیکی با نام Martin Madrazo بوده که حال درخواست غرامت از این دو نفر را دارد. مایکل هم که چاره ای برایش نمانده مجبور می شود که به دلیل پرداخت بدهی هایش به این فرد یک بار دیگر به کار سابقش یعنی سرقت این بار با همکاری فرانکلین بازگردد.

از چپ به راست : عاقل، خوب، دیوانه !

و پس از آن به ترور، همکار و دوست سابق مایکل می رسیم که در حال حاضر در شمال شهر لس سانتوس زندگی می کند. ترور دارای شخصیت پردازی فوق العاده و صد البته وحشتناک است، یک روانی به تمام معنا که از نتیجه ترکیب هوش بالا و جنون به دست آمده است. خشن و بی رحم از خصوصیات او می باشد و دیوانه بودن او به شکلی است که باعث شده دو شخصیت دیگر در مقایسه با ترور افراد خوبی به نظر برسند! صدای استثنایی به همراه انیمیشن جالبش، باعث شده تا ترور را یکی فراموش نشدنی ترین شخصیت بازی ها ویدیویی تاریخ نامید. ترور نیز که خبر سرقت از یک جواهر فروشی را شنیده، بدون لحظه ای شک کردن متوجه می شود که این کار تمیز از عهده هیچ کس بر نمی آید به غیر از مایکل، و به همین علت به لس سانتوس رفته و مایکل را پیدا می کند. حال یک بار دیگر این دو دوست سابق که البته رابطه شان پچیده تر از قبل شده به همراه فرانکلین گرد هم آمده اند تا یکی از جذاب ترین داستان های این سری را که همراه با شوخی های جالبی نیز می باشد روایت کنند.

باید به این نکته نیز اشاره کرد که شخصیت پردازی مایکل، ترور و فرانکلین بسیار عالی است. هر کدام از این سه نفر کاملا متفاوت تر از شخصیت های اصلی قسمت های قبلی Grand Theft Auto خواهند بود. مایکل نشان دهنده ی یک شخصیتیست که همیشه پیروزی را برای خود می خواهد و حال در تلاش برای سر و سامان دادن به اوضاع زندگیش است ، ترور نیز از آن دسته شخصیت هاییست که تکلیفش با خودش هم مشخص نیست و به معنای واقعی کلمه اگر دو دقیقه نگاهش کنی حس خواهی کرد که می خواهد تا جایی که می خوری کتکت بزند ! فرانکلین نیز کسی است که هرگز تا قبل از اتفاقات بازی در معرض واقعی زندگی جرم و جنایت قرار نگرفته است و حال تلاش می کند که از چنین مخمصه ای بیرون آید که خوب تلاشش بی فایده است.

البته با تمامی این وجود ایراداتی هم در داستان وجود دارد که می توان به آن خرده گرفت، به عنوان مثال فرانکلین که ادعای اخلاق مداری دارد، در یکی از ماموریت هایش باید عکس های خصوصی یک بازیگر را به دست آورد که کاملا خلاف آن چیزیست که خود راک استار از این  شخصیت تعریف کرده است یا زمانی که ترور، مایکل را پس از نه سال ملاقات می کند، علی رغم عصبانیتی که ترور از مایکل دارد، ولی در کمال تعجب بلافاصله دوباره با یکدیگر همکاری می کنند که به نظر می رسد قدری عجولانه بر روی این بخش ها کار شده است.

به لس سانتوس خوش آمدید :

مطابق دیگر قسمت های این سری، این شهر بازی است که ستاره اصلی GTA V می باشد. لس سانتوس ما را دعوت می کند که درجهان پر از جزییات خود و با دستاوردهای بسیار زیاد و چیزهای دیگرش، فاز جدیدی از ماجراجویی های خودمان را آغاز کنیم. البته مسلما کیفیت این شهر به مانند تریلر های بازی نیست، ولی لحظات ناب بسیار زیای در بازی وجود دارد که شما را میخکوب می کند. این لحظات ناب می تواند شامل طلوع زیبای آفتاب از پشت یک کوه هزاران ساله، مسابقه دادن در فاضلاب های حومه لس سانتوس در هنگام غروب دلنشین خورشید و یا فقط به سادگی می تواند در زمان سوئیچینگ واقع بینانه بین شخصیت ها باشد که ساختمان های مایل ها دورتر را نیز به وضوح به تصویر می کشد.

تنوع در عابرین پیاده و شلوغی خیابان ها در GTA V بسیار بیشتر از قسمت های پیشین شده و ساختمان های بزرگ و کوچک به همراه پیاده روهای زیبا و خیابان هایی که از شدت تمیزی برق می زند همگی نشان دهنده ی تقلیدی واضح از شهر لس آنجلس می باشد. در هنگام صبح وقتی به خیابان ها می رویم، مردمانی را می بینیم که در انتظار رسیدن اتوبوس برای شروع یک روز کاری دیگر هستند. اما نکته ی جالب تر اینجا است که در جای جای کوچه های بازی هر فضای آن توسط مغازه ها ، مردم و وسایل نقلیه اشغال شده است و سر و صدایی که مدام به گوش می رسد باعث شده تا شهر بسیار زنده به نظر برسد.

به هر گوشه ای که نگاه کنیم صدها نفر از مردم مشغول کسب و کار هستند و فروشگاه ها در تمامی مناطق بازی وجود دارند. سینما ها و بیلبوردهای تبلیغاتی را نیز نباید از یاد برد. ولی این جزئیات شگفت انگیز بازی همچنان ادامه دارد. به عنوان مثال اتوبوس های توریستی در مکان های بازی وجود دارند که اگر سوار آن ها شوید شما را به تور تفریحی برای دیدن خانه های مشهور Vinewood خواهند برد. پوستر فیلم هایی که بر روی دیوار ها چسبانده شده و مردمانی که در تئاتر های خیابان لباس های خنده دار به تن خود کردند نیز ، گوشه ی دیگری از جزییات بالای بازی را می رساند. کمی بعد وقتی راهمان را به سمت روستاها کج می کنیم، کشاورزی و کسب و کاری که در روستاها برای مردمان این خطه وجود دارد را می بینیم که کسب و کارشان نقش مهمی برای اقتصاد پویای جامعه دارد.

سواحل بازی یکی از زیباترین مناطق لس سانتوس است. شن و ماسه های ژولیده شده ، آب آرام دریا به همراه نور خورشیدی که بر روی آب تابیده لحظات بسیار زیبایی را به وجود آورده است. همچنین باید به فیزیک امواج بازی هم اشاره کرد که واقعا بهترین در میان دیگر بازی ها و کلا در میان این نسل می باشد. در این آب ها هم قایق های تفریحی کوچکی اغلب وجود دارند که در حال گشت و گذار می باشند. حتی با اکتشافات بسیار زیاد هم سخت است که بتوان در مورد مساحت زیر آب ها قضاوت کرد ، اما سفر در زیر آب یکی از بخش هایی است که به هیچ وجه نمی توان از تجربه ی آن گذشت. در زیر دریاها ماهی ها و مقدار زیادی از کوسه ها وجود دارند که طعم چشیدن گوشت انسان را می خواهند ! باید به یاد داشته باشید که دریا محیطی آرام نیست و از این گونه خطرات مانند روبرو شدن با کوسه ها اغلب وجود دارد و همچنین شما باید تجهیزات درستی برای رفتن به زیر آب ، مثلا اکسیژن کافی داشته باشید.

در زبر دریاها هم می توان کشتی های باری قدیمی را دید که مرجان ها آن ها را به احاطه ی خود درآورده اند. در هنگام نزدیک شدن به این کشتی ها ممکن است که غواصان دیگری را هم جلوتر از خود ببینید ، زیرا شما تنها کسی نیستید که به دنبال پیدا کردن گنج ها در این کشتی های غول پیکر می باشید. به هر حال ارزش پول حتی برای یک فرد عادی در بازی نیز بسیار بالا می باشد. جالب اینجاست که در این منطقه از بازی ( زیر آب ) هیچ گونه کمک خاصی وجود ندارد. در GTA V و در زیر آب باید هر گوشه ای را بگردید تا به گنج های بازی که شامل پول ، طلا و هر چیز با ارزشی است دست پیدا کنید و همچنین باید سریع نیز باشید زیرا ممکن است اکسیژنتان تمام شود.

در هنگام دعوا، سگتان را برای حمله بفرستید و در سه سوت جنازه تحویل بگیرید!

انتقال بین شخصیت های بازی بسیار نرم و روان می باشد . با فشار دادن یک دکمه ای خاص نمایی بالا از نقشه نمایان خواهد شد و شهر بازی به مانند Google Earth-style برایتان به نمایش در خواهد آمد. بعد از نشان دادن نقشه ی بازی از نمایی بالا شما می توانید سه شخصیت خود را از هر گوشه و کناری که هستند پیدا کنید. البته اگر زمانی سه شخصیت بازی نزدیک به هم باشند این انتقال بین شخصیت ها سریع تر شکل خواهد گرفت. همچنین در بعضی مواقع نیز انتقال بین شخصیت ها به صورت خودکار انجام می گیرد ، به عنوان مثال زمانی که هر سه شخصیت در حال انجام دادن یک ماموریت باشند ، این تغییر شخصیت ها به صورت خودکار خواهد بود. جالب تر اینجاست که اگر زمانی شخصیت های بازی مایل ها از یکدیگر دور باشند ، اگر بخواهید هر کدام را انتخاب کنید این انتقال مقداری طول خواهد کشید تا این راه یک روش هوشمندانه برای پنهان کردن بارگذاری های بازی باشد.

هر شخصیت نیز دارای مهارت های ویژه ای می باشد که باعث شده هر کدام از آن ها در مقایسه با یکدیگر متمایز باشند. اول به سراغ Franklin ( فرانکلین ) می رویم . وی زمانی که در هنگام رانندگی کردن است این قابلیت را خواهد داشت که زمان را برای مدت آهسته ای کند کند. شاید با خود بگویید که این ویژگی به چه دردی می خورد ولی اگر زمانی که یک دو جین ماشین پلیس در تعقیب شما می باشند و احتیاج به یک فرار سریع دارید با آهسته کردن زمان تونایی فرانکلین ارزش خودش را به شما نشان خواهد داد. Trevor ( ترور ) را نیز باید یک دیوانه بنامیم ! وی دارای حالتی با نام دیوانگی است که به او این توانایی را می دهد که میزان آسیب پذیری ضرباتش بر روی دشمنان دو چندان شود ، همچنین ترور از ضربات منحصر و تمام کننده های بسیار خشنی نیز بهره می برد. در نهایت به آخرین عضو این گرو کله خراب ! با نام Michael ( مایکل ) می رسیم . وی ظاهرا عاقل ترین فرد در میان دو شخصیت دیگر است و همچنین یک جنایتکار حرفه ای هم می باشد و به مانند مکس پین ، مایکل می تواند از ویژگی bullet time استفاده کند. باید به این نکته نیز اشاره کرد که استفاده از این ویژگی های منحصر به فرد این سه شخصیت محدودیت هایی را هم دارا است و پس از مدتی نوار این ویژگی ها با استفاده از آن خالی خواهد شد ، ولی نگران نباشید زیرا پس از مدتی دوباره به آرامی شارژ می شود.

شکار حیوانات یکی دیگر از لذت بخش ترین کارهای بازی است. البته اگه دیر بجنبید، شما به جای این شیر کوهی پخش زمین خواهید شد!

 شهری با جزییات فراوان :

اما مسلما هر جهانی هر چه قدر که می خواهد بزرگ باشد، بدون داشتن کارهای خاصی برای انجام دادن بی فایده خواهد بود. در این جاست که GTA V ارزش های خود را نشان می دهد و با یادگیری از اشتباهات GTA IV، در شهر لس سانتوس کارها و چیزهای بی شماری برای انجام دادن و یا فقط برای دیدن وجود دارد، به گونه ای که حتی باعث می شود مدتی طولانی دست از ماموریت های اصلی و فرعی بکشید و فقط به گشت و گذار در شهر بپردازید. این چیزهای متنوع می تواند شامل انجام دادن مینی گیم هایی از جمله تنیس و یوگا گرفته تا رقابت های سه گانه و مسابقه دادن در جاده های خاکی Blaine County و یا حتی چتربازی و شکار حیوانات برای به دست آوردن پول باشد و به قدری طراحی لذت بخشی دارند که ممکن است تعجب کنید که چگونه یک ساعت از وقت شما به سرعت صرف انجام دادن بازی تنیس گذشته است.

سپس هزاران موارد جمع کردنی در گوشه و کنار نقشه و ماموریت های فرعی به مانند Red Dead Redemption یا حوادث اتفاقی برایتان نمایش داده می شود که بعضی از آن ها کوتاه و نسبتا ساده است و البته این ماموریت های فرعی تنوع بسیار زیادی را هم دارا هستند تا باعث بشود که شما همیشه برای انجام دادن ماموریت های فرعی بازی اشتیاق داشته باشید. بعضی از ماموریت های فرعی بازی به مانند Red Dead Redemption با شکل علامت سوال در کوچه و خیابان های بازی وجود دارند. در چنین ماموریت هایی افرادی در انتظار شما هستند تا برایشان کار خاصی انجام دهید. از این دست ماوریت ها می توان به پیدا کردن فرد گم شده ای ، گوشمالی دادن به چند نفر ، پیدا کردن اشیایی خاص و بیشتر اشاره کرد. جالب اینجاست که پیش می آید که اتمام بعضی از ماموریت های فرعی چند روزی هم ( به لحاظ روز های بازی ) طول بکشد. مثلا برای پیدا کردن یک فرد گم شده باید به دنبال سرنخ ها بروید که چند روزی از وقت شما را خواهد گرفت. از آن گذشته ممکن است حوادث اتفاقی نیز به یک باره در کنار شما ظاهر شوند. مثلا در یک لحظه متوجه می شوید فردی در حال کتک خوردن از دیگران است و در این بین می توانیم تصمیم بگیریم که به او کمک کنیم یا خیر. یا در لحظه ای دیگر، دزدی کیف پول فردی را سرقت می کند و شما با پس گرفتن کیف پول و بازگرداندن به صاحب اصلیش می توانید اعتبار خوبی به دست آورید. البته این ها تنها قطره ای از ماموریت های بی کران اتفاقی و فرعی بازی می باشد.  مسلما با انجام دادن چنین ماموریت هایی پولی نیز دریافت خواهید کرد که بستگی به سخت بودن و آسان بودن آن ماموریت ، مقدار پولی که به شما تعلق خواهد گرفت متفاوت خواهد بود.

خوشبختانه نکات طنز بیشتری نیز در بازی وجود دارد. شاید GTA 4 برای عده بسیاری یک تجربه بیش از حد غم انگیز بود و نیکو بلیک اصولا از آن دسته افرادی نبود که بتوانیم چندان با او ارتباط برقرار کنیم. جدی  بودن در کارهایش و همچنین لحن خشن نیکو شاید جزو بخش هایی نبود که عده بسیاری از طرفداران این سری در انتظار آن بودند. خوشبختانه GTA V از چنین قاعده ای پیروی نمی کند و اگر شما جزو آن دسته از افرادی بودید که آدم کشی جزو فعالیت های مورد علاقه تان در GTA بوده و به انجام دادن قتل های بی معنی ساعت ها علاقه داشتید و فریادهای دیوانه وار مردم جزو موارد مورد علاقه شما بود، GTA V همان عنوانیست که به دنبال آن می گردید. چرا که همه ما به نوعی عاشق قتل های بی معنی هستیم، درست است ؟

مسابقه دادن آن هم در خارج شهر و در هوایی پاک لذت فراوانی دارد.

چه خبر از ماموریت ها؟! :

ماموریت هایی اصلی که پایه های GTA V را می سازد بسیار متنوع تر از قبل شده است و تقریبا در هر ماموریت کاری متفاوت را انجام خواهید داد. البته برخی از ماوریت ها به خصوص در اوایل، بیشتر در مورد معرفی ویژگی ها و عناصری که در این عنوان جهان آزاد وجود دارد و یا رانندگی از نقطه A به B می باشد، که مسلما چندان جالب نیست. چرا که قطعا گیمری را نمی توان پیدا کرد که یک نسخه از GTA را بازی نکرده باشد و نداند که چگونه می توان مهمات یا لباس خرید و حرف کلی این است که اصولا نیازی نیست که همیشه یک بخش آموزشی برای چنین کارهایی وجود داشته باشد.

اما نا امید نشوید، چرا که بعد از گذشت چند ساعت از بازی، GTA V تازه ارزش اصلی خود را در ماموریت های جذاب و دیدنی ارایه خواهد داد و نه تنها کاملا انعطاف پذیر تر از GTA 4 می باشد، بلکه راک استار دست شما را در نحوه پیش برد بسیاری از مراحل کاملا باز گذاشته است. مثلا می توانید با استفاده از قرار دادن بمب های c4 برای دشمنان تله بگذارید و پس از آن به یک منطقه امن رفته و با استفاده از تک تیرانداز به بمب ها شلیک کنید و یک آتش بازی حسابی به راه بیندازید. یا اگر به چنین روش های پر سر و صدایی علاقه ندارید، روشی به مانند یک شبح بهترین گزینه است و برای بازیکنانی که علاقه ندارند در هنگام انجام دادن ماموریت ، پلیس های سمج و دشمنان زیادی وجود داشته باشد مخفی کاری بسیار هیجان انگیز خواهد بود. اما مسلما لذتی که در انجام دادن ماموریت هایی سه نفره وجود دارد، اوج طراحی مراحل یک بازی جهان آزاد می باشد. مثلا در یکی از ماموریت ها، مایکل باید به ساختمانی نفوذ کند، فرانکلین تک تیر انداز باشد و ترور هم با هلکوپتر، مایکل را فراری دهد که نقش همکاری در چنین ماموریت هایی باعث شده تا آزادی عمل شما در این بازی بسیار زیاد باشد. در این بین چک پوینت های بسیار خوبی نیز در مکان های درستی گنجانده شده، تا دیگر به مانند قسمت های گذشته با نا امیدی بسیار ماموریتی را از اول شروع نکنید.

GTA V بدون شک اوج طراحی مراحل را دارد

 “به روایت گیمفا

فروش ویژه ایکس باکس 360 ... فقط 499 تومان ... رد کردن